تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

طرح نظر و ایده درباره مشکلات و مسائل پیش روی پیشرفت ایران اسلامی

تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

طرح نظر و ایده درباره مشکلات و مسائل پیش روی پیشرفت ایران اسلامی

تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

مقام معظم رهبری :
درس بزرگى که ما از این فشارهاى اقتصادى دریافت کردیم، این است که هرچه میتوانیم، باید به استحکام ساخت داخلى قدرت بپردازیم؛ هرچه میتوانیم، در درون، خودمان را مقتدر کنیم؛ دل به بیرون نبندیم. آنهائى که دل به بیرون ظرفیت ملت ایران میبندند، وقتى با یک چنین مشکلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفیتهاى ملت ایران خیلى زیاد است. ما باید بپردازیم به استحکام ساخت درونى اقتدار ملى؛ که آن روز به مسئولان کشور عرض کردیم: در درجه‌ى اول، مسائل اقتصادى و مسائل علمى است؛ که باید با جدیت دنبال شود

آخرین نظرات
  • ۲۲ شهریور ۹۷، ۱۱:۳۵ - اکروتیک
    عالی

سفرنامه زیارت عتبات عالیات در اسفند ماه 1392

دوشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۱۳ ق.ظ

به مناسب ساخت مستندی از بازسازی عتبات عالیات توفیق همراهی با یک تیم مستند ساز و زیارت عتبات را داشتم. این سفر به اقتضای نوعش سفری مستقل از کاروان است و ما خودمان یک کاروان بیست نفره بودیم. تقریبا تمام هماهنگی ها در عراق و رفت و آمد و حتی اسکان هم توسط این جمع صورت گرفت و از این جهت در بردارنده تجربیاتی مفیدی بود. آنچه در ادامه می آید خلاصه ای از این تجربیات است. برای کیفیت بهتر عکسهای روی آنها کلیک کنید.

حرم حضرت عباس علیه السلام

 

  1. سال پیش هم در ایام شهادت حضرت زهرا (س) توفیق زیارت مدینه منوره و مکه مکرمه را داشتم و همانطور که در آن سفرنامه هم نوشتم، میزان بهره برداری از چنین توفیقاتی رابطه مستقیمی با میزان معرفت ما از آن مکان مقدس و حضرات ائمه معصومینی که زیارتشان می کنیم داریم.  از این جهت متاسفانه در این سفر هم توفیق کسب معرفت قبل از سفر را نداشتم و انشالله که روزی توفیق شود با معرفت بالایی به زیارت مشرف شویم.
  2. وعده اولیه تیم ساعت 5.5 صبح روز جمعه بیست و سوم اسفندماه در فرودگاه امام خمینی بود. طبق معمول و به واسطه فرهنگ غلطی که داریم لحظه ورود اولین نفر به فرودگاه و آخرین نفر یک ساعت و نیم تفاوت داشت! علاوه بر این از سو مدیریت رایج در فرودگاه امام خمینی (ره) صف های طولانی بویژه در بازرسی اولیه در ورود مسافران است. این سو مدیریت در صف ثبت خروج هم جاری است. اینکه چند نفر بابت این صف ها از پرواز جا می مانند نمی دانم اما بالاخره در صف ماندن آن هم در یکی از اصلی ترین نقاط تماس مسافران خارجی با کشور چندان پسندیده نیست. این اتفاق سه بار دیگری هم که تجربه حضور در فرودگاه امام خمینی را داشتم جاری بود.
  3. پرواز با حدود یک ساعت تاخیر حرکت کرد و مهمترین نکته اش صبحانه مفصلی بود که ارائه کردند.این شرکتهای هوایی چنین خدماتی را در پروازهای داخلی ارائه نمی کنند. شاید هم علتش همان دعوای قدیم قیمت بلیط باشد. وقت پرواز به نوشتن یک گزارش مهم گذشت که البته ارسالش از شهر نجف و آن هم بدون اینترنت بسیار دشوار بود.
  4. در بدو ورود به نجف باید هر نفر 10 دلار پرداخت کنند که ظاهرا عوارض منطقه ای است. یعنی درآمد محلی استان نجف است. اینکه چرا این مبلغ را روی روادید اخذ نمی کنند محل سئوال است.  البته این موضوع به طور نظام مند اطلاع رسانی نمی شود و به تجربه بچه ها یاد میگیرند. بعضا اگر پول دلاری همراهتان نباشد باید به ریال پرداخت کنید از قرار دلاری 3500 تومان.
  5. هر 1000 دینار 2500 تومان معامله می شود که البته از اثرات افزایش نرخ ارز در ایران است. به همین ترتیب قیمت ها آنجا بالا است. از جمله قیمت اینترنت از طریق موبایل بسیار بالا است. برای مصرف یک روزه 30 مگابایت 7500 تومان و 200 مگابایت روزانه و 300 مگابایت شبانه را به قیمت بیست هزار تومان عرضه می شود که واقعا بالا است. هزینه رفت آمد از فرودگاه به حرم هم برای هر ماشین سی و هفت هزار تومان پرداخت شد که مسافتی کمتر است هفت کیلومتر است. البته بخشی از این قیمت ناشی از انحصار بازار تاکسی در فرودگاه است.

  1. پس از استقرار اولیه، ظهر جمعه توفیق شد که به حرم مطهر حضرت امیرالمومنین علیه السلام مشرف شویم. از جمله آشفتگیهای نجف مدیریت حرم حتی در مسائلی مهمی همچون نماز است. بسیاری از شیعیان انتظار برگزاری نماز جمعه در ظهر جمعه در حرم مطهر را داشتند که البته محقق نشد. حتی در حرم مطهر یک نماز جماعت واحد هم برگزار نمی شود. معمولا یک یا چند نماز جماعت خوانده می شود که توضیحات آن را بعدا خواهم نوشت. موقع نماز به دلیل کمی جا درب های ورودی به حرم بسته می شود که به همین دلیل ما هم با تاخیر وارد حرم شدیم.

  1. از نکات مهم در این سفر این است که تقریبا در همه مکانهای زیارتی موبایلها و دوربین ها را باید تحویل داد. این سطح از حساسیت در هیچ جای مکان زیارتی دیگری مشاهده نمی شود. در مسجد النبی و مسجدالحرام هم بردن موبایل و دوربین اشکالی ندارد و همچنین حرم امام رضا. شاید علت نگرانی امنیتی باشد و یا علل دیگری.
  2. از نکات مثبت فرهنگ مردم عراق که در سفر قبل هم تجربه کرده بودم، امنیت اجتماعی است. گرچه امانت داری هایی برای دریافت کفش ها وجود دارد اما قفسه های بازی هم بدین منظور تعبیه شده است و تقریبا کفشها در این قفسه ها امنیت دارند. ما چندین بار که کفشهایمان را گذاشتیم و سالم برداشتیم. یکی دیگر از مصادیق این امنیت رها شدن مغازه ها حتی مغازه های خوراکی در شبها است. اگر نیمه شب در اطراف حرم قدم بزنید مغازه هایی را می بینید که صرفا یک پارچه روی وسایلش کشیده شده است و حتی مغازه هایی که همین را هم ندارد.
  3. از دیگر نکات قابل توجه تعداد زیاد امواتی است که برای طواف به حرم مطهر آورده می شوند. تقریبا در هر ساعت از شبانه روز (حتی دوازده شب) هم این اتفاق را می شود مشاهده کرد. آیا علتش مرگ و میر زیاد در این شهر است و یا تقید به طواف مرده در حرم مطهر حضرت علی (ع) را باید بررسی کرد. این موضوع روال معلومی دارد. از مقابل درب وادی السلام تا حرم چند صد متری است که ماشین های برقی مخصوص جابجایی جنازه ها قرار دارند که جنازه را تا ورودی باب طوسی می برند و پس از چک های امنیتی و نشان دادن مجوز، جنازه با هدایت خدام خاصی، در حرم مطهر طواف داده می شود و برای دفن به وادی السلام بر می گردد.

  1. زیارت دوم را در اواخر شب جمعه (ساعت یازده شب) انجام دادیم. علی رغم انبوه زائران و مجاوران حرم در نیمه شب بسیار خلوت است. حتی حرم حضرت شاه عبدالعظیم حسنی هم در این ساعت شلوغ تر به نظر می رسد. برای ما زائران نعمت است اما به هر حال شلوغی حرم مطهر یک صفا و پیام دیگری دارد.
  2. صبح شنبه نجف بارانی بود. باران شدیدی که امکان خروج از محل استقرار را به تیم نمی داد و کار هم به همین دلیل متوقف ماند. مشکلات شهرسازی و مدیریتی شهر نجف را در چنین شرایطی بهتر می توان دید. صحنه هایی را که در شهر نجف از جمع شدن آب در کوچه ها و خیابانها می بینیم الان در نقاط معدودی از شهرها و احتمالا روستاها قابل مشاهده است. در شهرهای بزرگ هم اگر باشد بسیار محدود است اما اینجا همه شهر چنین شرایطی دارد. این آشفتگی شامل حرم مطهر هم می شود. مدیریت آشفته شرایطی را فراهم می کند که شما با پاها و جوراب های خیس در حرم راه بروید. حصیرهای مملو از آب که در مسیر پهن شده است هم یکی از مظاهر این آشفتگی است.
  3. پس از توقف باران توفیق شد که مقام امام زین العابدین و مقبره صافی صفا یمانی را زیارت کنیم. صافی صفا یمانی از اهالی یمن  است که وصیت کرده بود در نجف دفنش کنند. علتش را حرمت و امن بودن این شهر به دلیل دفن یک فرد عظیم بیان کرده بود. پسرش جنازه اش را به نجف می آورد و حضرت امیرالمومنین ایشان را دفن میکنند. مقام امام زین العابدین هم محل سکونت آن حضرت در نجف بوده است (شرح دقیق تر این دو مکان در سایت حرم مطهر). پس از آن به سختی و به شکل فردا نماز را در حرم مطهر به جا آورده و راهی منزل حضرت امام و قبر علامه امینی (ره) شدیم. این مکان ها در شارع الرسول مقابل باب قبله قرار دارند. البته مسجد انصاری هم ظاهرا در همان اطراف است که ما نتوانستیم آن را پیدا کنیم.

 

  1. بعد از ظهر به قبرستان وادی السلام رفتیم. زیارت قبر حضرت صالح و هود و همچنین قبر حضرت آیت الله قاضی و مقام امام زمان (عج). بعدا در ویکی پدیا متوجه شدم که مقبره علمای دیگری همچون سید محمد باقر صدر هم در این مکان است.   پس از آن با پیاده روی چند کیلومتری و پس از طی کوچه های پر از آب و کل خودمان را به مسجد حنانه رساندیم. مسجد حنانه جایی که سر مطهر حضرت اباعبدالله به زمین گذاشته شده و زمین ناله سر داده است. مقبره جناب کمیل هم در همان اطراف است که آن زیارت کرده و برای نماز به حرم مطهر حضرت امیرالمومنین برگشیتم.

 

  1. از نکات جالبی که در مسیر پیاده روی تا مقبره کمیل مشاهده شد صندوقهای کمیته امداد امام خمینی (ره) است. اینجا هم صندوقهایی نصب شده است که احتمالا صدقات آن خرج محرومان شهر نجف می شود.

  1. یک نکته جالب دیگر این است که ایام تعطیل در نجف ( و احتمالا عراق) جمعه و شنبه است و از این جهت لااقل یک روز بیشتر از ما امکان تعامل با دنیا را دارند. ما پنجشنبه و جمعه تعطیلیم و کشورهای دیگر شنبه و یکشنبه و عملا برای پیشبر تعامل با دنیا فقط سه روز هفته فرصت است.
  2. علاوه بر توفیق زیارت مجدد در سحرگاه و اقامه نماز صبح، در نزدیکی ظهر قصد زیارت قبور چند نفر از علما در بخش شمالی حرم مطهر را داشتم. اول از همه مسجد طوسی بود که قبر محمد طوسی و همچنین علامه بحرالعلوم در آنجا واقع شده است. قبل از نماز ظهر مسجد بسته بود و اطرافش را که گشتم دو مدرسه دینی در حال ساخت بود. منتها پس از نماز ظهر مسجد باز بود و فاتحه ای بر قبور این دو عالم بزرگ قرائت کردم.

  1. علمای دیگری که قصد زیارت قبور آنها را داشتم صاحب جواهر و کاشف الغطا بودند. در جنب مسجد جناب طوسی جایی به نام کاشف الغطا بود، وقتی که وارد شدم مشخص شد این جا موسسه ای به نام این عالم است و آدرس جای دیگری را به عنوان مقبره ایشان دادند. در میان کوچه ها و پس کوچه ها بالاخره جایی را پیدا شد که به دو تابلو به عنوان مقبره این دو عالم نصب شده بود. این مکان هم در حال بازسازی بود و بالاخره نفهمیدم که دقیقا مقبره کجاست؟ اینجا هم کتابخانه و موسسه ای به نام کاشف الغطا برقرار بود.

  1. یکی از نکات جالب در این کوچه و پس کوچه ها تعداد بالای مقبره­ هایی است که برای علما ساخته شده است و گنبدهای بالای این مقبره ها نمای جالبی به شهر داده است. البته یک اشکال مهم این است که این علما برای ما شناخته نشده اند. در نوشتن همین مطلب برای پیدا کردن زندگی نامه و توضیح نامه برخی علما واقعا مشقت کشیدم و دست آخر هم به ویکی پدیا پناهنده شدم.
  2. تعداد کثیر مدارس دینی در شهر نجف را زمانی می توان متوجه شد که در کوچه و پس کوچه های شهر نجف قدم بزنیم. بر خلاف قم که حضور پررنگ روحانیون در شهر نشان دهنده مرکزیت علوم دینی در آنجاست ، در این شهر باید تکثر مدارس دینی را در کوچه ها و پس کوچه یافت تا مشخص شود در یکی از مراکز اصلی تشیع حضور داریم.
  3. دو سال پیش که توفیق زیارت نجف اشرف را یافته بودم؛ در حرم مطهر درب حجره های متعددی باز بود که در آن مقبره های علمای دینی را زیارت می کردیم. اما در این سفر فقط حجره  شماره 31 قبر حضرت آیت الله خویی باز بود و بقیه حجره هایی که قبور علما در آن واقع شده بود را تبدیل به دفتر کار کرده بودند و یا بسته بودند که از جمله مهمترین آنها حجره 15 است که قبر مرحوم شیخ عباس قمی در آن واقع بود. قبل از نماز ظهر را به زیارت قبور این علما اختصاص دادم. قبور چند عالم مهم از جمله آقا مصطفی خمینی (ره) و مرحوم کمپانی و علامه حلی در زیر گلدسته شمالی حرم مطهر و مرحوم مقدس اردبیلی در گلدسته جنوبی واقع شده است. فهرست کامل را در اینجا می توانید ببینید.
  4. بعد از ظهر با پرداخت 5000 دینار عراقی برای هر ماشین عازم مسجد کوفه شدیم. این مسجد اعمال مفصلی دارد که بین یک تا دو ساعت وقت می گیرد. چندین مقام از جمله مقام حضرت ابراهیم، مقام حضرت خضر، مقام حضرت آدم، مقام حضرت امام زین العابدین، مقام حضرت امام صادق، مقام حضرت جبرائیل، دکه معراج، دکه القضا و بیت الطشت و مقام حضرت نوح دارد که در هر مقام نماز و دعای مخصوص خودش وارد شده است. پس از بجا آوردن اعمال نوبت به زیارت قبور مطهر آن مسجد می رسد. قبر حضرت مسلم ابن عقیل، قبر مختار سقفی و قبر هانی بن عروه در مسجد کوفه واقع شده است. در کنار مسجد کوفه چند محل دیگر هم وجود دارد. مهمترین آنها قبر حضرت میثم تمار است که سالهاست در حال بازسازی است. دیگر منزل امیرالمومنین و قبر خدیجه دختر امیرالمومنین است. مسجد کوفه بیشتر از آن که تصور می کردیم، شلوغ بود. علتش هم حضور کاروانی افراد و به جا آوردن اعمال به صورت جمعی است. با این حال از نظر سرویس بهداشتی به نظرم نمره نسبتا خوبی در مقایسه با سایر مکانهای نجف کسب می کرد. یک اشکال مهم دیگر مسیر زیاد پیاده روی از آخرین محل ماشین رو تا مسجد است که برای افراد مسن و بچه دارها و امثال آن سخت است. گرچه ماشینهای برقی را گذاشتند اما جواب گوی جمعیت نیست. موکب ها مثل اربعین حضور ندارند اما نذری های فراوانی در این ایام هم توزیع می شود. هم چایی عراقی را در مسجد کوفه خوردیم و هم قیمه نجفی نذری را دریافت کردیم.

  1. همچون دو سال پیش در مسجد کوفه همزمان دو نماز خوانده می شود؛ در فاصله ای کمتر از 50 متر. یکی در کنار محراب شهادت و دیگری در کنار محراب عبادت حضرت امیرالمومنین. دفعه قبل شنیده بود که این موضوع بواسطه اختلاف طوائف شیعه در این منطقه است. به قول یک ایرانی اگر این حرف درست باشد همین را می توان علت عقب ماندگی شان دانست. ما به برکت اسلام و نعمت ولایت فقیه شیعه و سنی و حتی مسیحی و ارمنی و زرتشی و فارس و ترک و لر و... در کنار هم زندگی می کنیم و کشور را هم در حال پیشرفت است، اینجا دو طایفه شیعه در موضوع نماز جماعت نمی توانند با هم کنار بیایند و این عیب بزرگی محسوب می شود. البته دو سال پیش این مساله تا نماز جماعت حرم امیرالمومنین هم ادامه داشت. یعنی نماز جماعت در برخی ایام در حرم برقرار نمی شد. در این سفر در هر سه وعده نماز، نماز جماعت در سراسر حرم برقرار می شود و ظاهرا ظهرها دو نماز برقرار است. امام یکی در جوار باب قبله می ایستد و امام دیگری در مقابل ایوان العلما. سر این را نمی دانم ولی احتمالا این هم ناشی از همان اختلافات است.
  2. هماهنگی تصویر برداری از صحن در حال ساخت حضرت فاطمه زهرا(س) امروز انجام شد و بچه ها سر صبح محل اسکان را ترک کردند. کار عظیم و بزرگی دارد انجام می شود و اگر انشالله همتی باشد طعم شیرین زیارت با امکاناتی قابل قبول سالیانی دیگر به کام زائران چشیده خواهد شد. البته به نظر می رسد سرعت کار پایین است و من قضاوتی درباره علت آن ندارم. شاید سوء مدیریت شبه دولتی، شاید نبود منابع مالی، شاید مشکلات داخلی عراق و شاید ترکیبی از هر سه.

  1. ساعتهای پایانی حضور در نجف اشرف دارد فرا می رسد و نمی دانیم چقدر توانسته ایم از حضور در این مکان عظیم و این حرم شریف بهره ببریم. امروز این توفیق حاصل شد که نماز صبح و ظهر را در هم بخوانم و قبل از فریضه ظهر به نیابت از بیش از صد نفر از دوستان و رفقا و اقوام و همکاران دعای مکارم الاخلاق را خواندم و در چند متری ضریح علوم اسم تک را خواندم تا انشالله خدا این دعای شریف را در حق همه شان برآورده کند.
  2. هماهنگی های کربلا به مشکل خورده است. قرار شد من و هادی زودتر برویم. برای همین سر ظهر در حرم علوی دعای وداع را خواندم و امیدهایی را که به حضرت بسته ام را با خودم زمزمه کردم و خواستم که انشالله این آخرین زیارت نباشد و دوباره توفیق شود که به این حرم شریف برگردم و مهمتر اینکه از پدر خواهش کردم تا توصیه ای به فرزندانش بنماید که انشالله از آن میهمانی هم بهره ببریم. البته هماهنگی های مقدماتی این پیش قراولی انجام نشد و برادر هادی در غروب به تنهایی عازم کربلا شد.
  3. ما غروب را به مسجد سهله رفتیم. این مسجد منزل حضرت حجت بعد از ظهور خواهد بود و تا کنون هم پیامبران عظیمی همچون ادریس و ابراهیم در این مکان سکنی گزیدند. نماز مغرب و عشا را به جماعت خواندیم و اعمال مسجد را با چند نفر از همراهان انجام دادیم. این بار اعمال را از روی مفاتیح انجام دادم که بسیار مختصرتر از نسخ معمول است. شیخ عباسی قمی برخی اعمال وارده را داری سندهای ضعیف ذکر کرده است.
  4. در راه برگشت سوار روای ایرانی شدیم. به شدت از ماشین ناراضی بود. می گفت پراید و روا خیلی خرابند. قیمتهایشان هم نجومی بود. روا 10 میلیون دینار عراقی و پراید 9 میلیون دینار عراقی. یعنی به ترتیب 25 میلیون و 22.5 میلیون تومان. این طور صادرات گران و بی کیفیت آبروی کشور ما را در عراق خواهد برد. ما ده ها کالای خوب از مصالح ساختمانی ، مواد غذایی، ظروف و... داریم که می توانیم با آبروی خوب به عراق صادر کنیم اما به نظر می رسد کاری که چینی ها با ما کردیم، ما داریم با عراقی ها انجام می دهیم. یعنی کم کیفیت ترین کالاهایمان را به عراق صادر می کنیم و به سر ما همان خواهد آمد که به سر چینی ها آمد.
  1. بالاخره پس از مشورت تصمیم بر این شد که صبح زود عازم کاظمین شویم. مساله اول گرفتن ماشین بود. از دو جا می شد ماشین را گرفت یکی نزدیک حرم و پشت مقبره صافی صفا و دیگری از ترمینال شهر نجف که حواشی کوفه است. در محل اول ماشین ها کمی گران تر هستند و یک مقدار اندکی هم ممکن مشکل امنیت و... داشته باشند ولی در مکان دوم همه چیز معلوم است. نرخ مکان اول حدود ده هزار دینار عراقی و نرخ مکان دوم هشت هزار است. اگر از مکان دوم می رفتیم ماشین ما را مستقیما به حرم امامین کاظمین نمی برد و باید هزینه ای را هم اضافه تر می دادم. با جمیع و بویژه کمبود وقت تصمیم شد از همان حوالی حرم یک ماشین گرفتیم با هزینه تقریبا نزدیک به ماشین های ترمینال اصلی و به چند دلیل از جمله کم تجربگی در گرفتن ماشین ساعت نه راه افتادیم.
  2. جاده های عراق چندان خوب نیست. اما کشورش بسیار سرسبز و پر آب است. راننده چندین مسیر فرعی و اصلی را عوض کرد تا ما به بغداد برسیم. مهمترین نکته مسیر بازرسی ها مکرری بود که در مسیر وجود دارد. به نظر می رسد این سالها عراقی ها هزینه های زیادی را برای امنیت پرداخت می کنند. این بازرسی ها موجب ایجاد ترافیک های شدید در مسیر می شود. در یکی از این ترافیکها حدود نیم ساعت معطل شدیم. پلیس برای راهنمایی و اطلاع رسانی به رانندگان از تیر هوایی استفاده می کرد که این هم از نکات جالب بود. ظاهرا نظامی گری در عراق شغل پرطرفداری است و البته در چنین کشوری واقعا نظامی ها پادشاه هستند. در مسیر حرکت کاروان یک شخصیت سیاسی را هم دیدیم. نمی دانم در چه مرتبه ای بود ولی بیش از بیست ماشین همراهش بودند که در امنیت عراق چندان غیر طبیعی نیست. یکی دیگر از صحنه های جالب حمل یک جنازه همراه با اسکورت به سمت نجف اشرف بود. احتمالا فرد مهمی بوده است نظیر بزرگ یک خاندان و امثال آن.
  3. با احتساب خوب نبودن جاده و ترافیک های فراوانش ما ساعت یک به کاظمین رسیدیم. تدابیر امنیتی در کاظمین از هر منطقه دیگری بیشتری بود. تا زمانی که سوار ماشین بودیم در همان اطراف کاظمین چندین پست بازرسی را عبور دادیم و برای اولین بار از ما مانیفتست (همان روادید دست جمعی ) را خواستند. محله کاظمین یک محله بسیار قدیمی و سنتی و واقعا خراب بود. بوی بسیار بد و آشفتگی در سراسر آن مشهود بود. علت چندان پیچیده ای هم ندارد. صدام به این منطقه نرسیده است. اینجا پس از پیاده شدن از ماشین چهار ایست بازرسی را رد کردیم. در همین آشفتگی های اطراف حرم در یک رستوران نهار را خوردیم و سپس عازم زیارت شدیم. به طور خاص در حرم هم یک بازرسی ویژه به غیر از بازرسی ها معمول قرار داده بودند. یعنی پس از تحویل دادن موبایلها دو بازرسی بود.
  4. بر خلاف محله کاظمین ، حرم مطهر امامان معصوم بیشتر از هر جای دیگری آباد شده است. شبیه ترین مکان به حرم مطهر حضرت رضا را دارد و در آن مقبره شیخ مفید و خواجه نصیر الدین طوسی هم واقع شده است. البته قبر خواجه نصیر در بخش خانم ها است و ما امکان زیارت را نداشتیم. در فرصت یک ساعت و نیم هم نماز ظهر و عصر را خواندیم و هم زیارت دو امام معصوم را انجام دادیم. تا لحظه تشرف به حرم مطهر هنوز مکان استقرار در کربلا قطعی نشده بود و این ممکن بود مشکلاتی را برایمان ایجاد کند.

  1. گرچه دوستان به موعد دیر آمدند اما به هر حال پس از گرفتن چند عکس عازم ماشین شدیم و هنوز پیچیدگی تصمیم گیری درباره اینکه به نجف برگردیم و یا به کربلا وجود دارد. ظاهرا فردا شب را می توانیم هماهنگ کنیم اما امشب را نه. یکی از دوستان صحبت از خانه یکی از آشنایان در کربلا کرد و از او خواستیم که پیگیری کند. امام حسین باید دعوت کند. موقع سوار شدن به ماشین یکی از بچه ها خواست تا برای اینکه در میانه راه خبر قطعی شدن کربلا را بدهند، صلواتی بفرستیم. به او تکه انداختند که چرا میانه؟ می گفتی اول راه! گفت الان اول راه است و هنوز این است تمام نشده بود که تلفن دوستمان زنگ زد و آن خانه برای امشب هماهنگ شد. مسیر شد کربلا... کرب و بلا.

  1. این مسیر هم ترافیک شدید داشت. بازرسی پشت بازرسی، هر کدام هم صف طولانی و دقایقی معطلی. درخواست ویزا، پاسپورت و...  تابلوهای کربلا "چند کیلومتر" با دل کاروان بازی می کند. برادری از جمع در فضائل زیارت اباعبدالله و اهمیت شهر کربلا توضیح می دهد و تقریبا همه ماشین اشک می ریزند و یواش یواش میرسیم به کربلا. آدرس منزل این بنده خدا کمی پیچیده است اما بالاخره پیدا می شود و ما در خانه ای قدیمی و با مردی با صفا مستقر می شویم. کسی که معلوم است زندگی اش را برای خدمت به زوار اباعبدالله وقف کرده است.
  1. یکی از توصیه های ذکر شده در مفاتیح این است که خاکی و خسته و آشفته به زیارت برویم. ما هم این کار را کردیم. از کوچه های تنگ مقابل باب سدره به حرم رسیدیم. توفیق شد بالاخره پس از چند روز انتظار حرم مطهر آقا اباعبدالله الحسین را ببینیم. حرم در آن موقع شب از حرم حضرت شاه عبدالعظیم هم خلوت تر بود. ما خوشحالیم چون زیر قبه همه دوستان را دعا کردیم. اما انشالله سفر کربلا اینقدر راحت شود تا اینجا هم مثل مشهد مقدس جای سوزن انداختن نباشد. حرم مطهر نسبت به دو سال پیش خیلی خوب ساخته شده بود و تقریبا آباد بود.
  2. به خاطر دیر رسیدن و طول کشیدن زیارت شام را تقریبا بعد از ساعت دوازده شب خوردیم. تعدادی ساندویچ فلافل و مرغ و نیمرو و امثال آن، صبحانه را هم در همان منزل صرف کردیم و حوالی ده صبح آماده حرکت به سمت هتل شدیم. هتل محل استقرار صد متری حرم حضرت عباس علیه السلام قرار دارد. در شارع القمی، در راه رسیدن به هتل بچه هایی که دارای تجهیزات تصویربرداری بودند به شدت اذیت شدند و ایست های بازرسی اجازه عبور آنها را نمی دادند. سخت گیری ای غیر عادی که ظاهرا به دلیل انفجار در شهر کربلا در شب گذشته بوده است. مجبور به ارائه پاسپورت و مانیفست شدیم.
  3. کوچه های کربلا هم بافت قدیمی دارد. درست مثل کوچه هایی که این روزها در اطراف حرم رضوی هم می توان مشاهده کرد. تنگ و باریک، پر از مغازه های متنوع و دست فروش و زائرانی که در مغازه ها پرسه می زنند. ظهر به حرم مشرف شدیم
  4. به لطف همکاری یکی از خدام حرم حضرت عباس شب را توفیق میهمان شدن در حرم حضرت عباس را داشتیم. در مضیف حضرت یک قرمه سبزی مفصل را خوردیم. مضیف در ضلع پشتی قبله قرار دارد. یعنی جنوب شما غرب صحن حرم در طبقه دوم. پذیرایی نسبتا خوبی را انجام دادند و همه چیز مهیا بود. البته برخورد خدام می توانست بهتر باشد. مثلا وقت کمی گذشته بود و عملا ما را از مضیف بیرون کردند که به نظرم چندان جالب نبود.
  5. تیم تصویر برداری اجازه تصویربرداری از حرم حضرت عباس را پیدا کردند و مقداری از وقت هم به این گذشت و عکسهایی هم از حرم گرفتیم. هماهنگی تصویر برداری اگر انجام شود به شما کارتی را به عنوان مجوز می دهند که باید در یک زمان معلوم مثلا دو ساعت، آن را پس بدهیم. اندکی تاخیر باعث ایجاد شدن مشکلاتی برای فیلمبرداری روز بعد ما شد. ظاهرا رفتار ما ایرانی ها در این زمینه کمی ذهنیتها را نسبت به ما خراب کرده است. شب به زیارت تل زینبیه و مخیم هم رفتیم.
  6. مخیم همان خیمه گاه است. چند صد متر از باب قبله که دور شدیم در سمت راست واقع شده است. امروزه ساختمانی بر آن بنا شده است که از ورود به ترتیب محل خیمه حضرت عباس ، حضرت اباعبدالله، حضرت زینب، امام سجاد ، قاسم بن حسن مشخص شده است. در اطراف هم اسامی اصحاب نوشته شده است و در گوشه جنوب شرقی عکسی است که آرایش زمان جنگ را نشان می دهد.
  7. تل زینبه هم تقریبا نزدیک باب قبله است. در ورودی آن زیارت حضرت زینب را نصب کرده اند. از این مکان حضرت زینب مصائب روز عاشورا را مشاهده کرده اند.

  1. صبح زود توفیق شد که نماز صبح را در حرم حضرت امام حسین بخوانم. پس از نماز، بعثه مقام معظم رهبری مراسمی را  در حرم رضوی برگزار کرد. مجموعا مراسم خوبی بود و بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت. البته سخنرانی چندان قوی نبود. از توفیق زائران آقای مرتضی طاهری هم در مراسم حضور داشتند و دقایقی به فیض رساندند. حال و هوای معنوی این مراسم زمینه یک زیارت خوب را فراهم می کند.
  2. از کارهای خوب در زیارات ائمه معصومین دعا برای دیگران است و جامع ترین دعاهای ائمه شاید در دعای مکارم الاخلاق باشد. سعی می کنم گاه گاهی با این متن برای دیگران دعا کنم  و امروز صبح این توفیق حاصل شد که برای دوستان این دعا را بخوانم. البته در مفاتیح دعای دیگری به نام عالیه المضامین هم ذکر شده است که هنوز تجربه نکردم.
  3. قبل از ظهر به گشت و گذار در بازار گذشت. بازارچه امام صادق علیه السلام، در مسیر بین مقام امام زمان (عج) و امام صادق (عج) واقع شده است و نسبتا جای خوبی برای خرید است. البته ما قصد خرید سوغات نداریم. در حد مقداری اندک برای اقوام بسیار نزدیک و سوغات های توصیه شده ای همچون خرمای کربلا و مهر و موارد اندکی دیگر. کثرت حضور ما ایرانی ها در بازار همیشه اذیتم می کند. بسیار بازار شلوغی است.
  4. برای سال تحویل قرار شد برویم حرم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام. بین الحرمین بسیار شلوغ بود. هم شب جمعه است و هم شب سال تحویل. شب جمعه شب زیارتی اباعبدالله است و مردم عراق خودشان می آیند به زیارت. تحویل سال هم باعث شد که حجم زیادی از ایرانی ها در این منطقه حضور داشته باشند. تا نزدیکی های حرم رفتیم اما شلوغی حرم چنان بود که از رفتن به حرم پشیمان شدیم. قرار شد در بین الحرمین سال را تحویل کنیم، در همان محلی که دوربین را مستقر کرده بودیم. بسیاری از ایرانیان با تدارک کافی آمده بودند. برای تحویل سال با سبزه و هفت سین و...مستقر شده بودند. نزدیک به ساعت نماز صف های مردان و زنان را جدا کردند، اما پس از نماز دوباره ایرانی ها همه دور هم جمع شدند. از سوی مسئولان رسمی (عراقی و ایرانی) هیچ تدارکی برای سال نو دیده نشده بود. حالا آیا ناشی از عدم پیگیری مسئولان ما است یا حساسیت و مخالفت طرف مقابل و یا چیز دیگری نمی دانم. ما در مشهد یک صحن به اعراب اختصاص دادیم و دور از انتظار نیست که برای مراسم مهمی همچون تحویل سال برای ایرانیان تدارک ویژه ای دیده شود. به هر حال مراسم های حرم عبارت بود از زیارت عاشورا، زیارت حضرت عباس، زیارت حضرت ام البنین و بعد هم دعای کمیل . سال ما در میان دعای کمیل تحویل شد و ملت دعای تحویل سال را خواندند، برخی با حضرت اباعبدالله صحبت کردند، برخی شادی کردند و برخی هم شکلات پخش کردند و... تقریبا همه بین الحرمین ایرانی بودند و دقایقی پس از تحویل سال دعای کمیل هم تمام شد و همه با هم دعای سلامتی امام زمان را خواندند و عملا مراسم تمام شد.

  1. تجربه دو سال پیش حضورم در عراق حاکی از احترام بالای عراقی ها برای ایرانی ها بود و تجربه امسالم این بود که مقداری کم شده است. تجربه برخورد بد ماموران عربستانی با زوار ایرانی را هم دیدم و ضمن اینکه قبول داشتم برخی از آن برخوردها ناشی از تعصبات مذهبی آنها است، اما بالاخره ضعف های جدی در فرهنگ زیارت ما هست. از بی توجهی به قواعد و قوانین و عدم احترام به وقت نماز و مسائلی از این دست. به طور جدی نگرانم که اگر تدبیری نکنیم در چند سال آینده شان ملت ایران در نزد ملت عراق و یا دولت عراق تنزل کند و شاهد همان برخوردهایی باشیم که در عربستان می بینیم. این را ما باید تدبیر کنیم. چون ما دنبال تمدن اسلامی هستیم و ما به دنبال این هستیم که شیعیان و حتی مسلمانان وحدت داشته باشند و ده ها دلیل دیگر. از سفر گذشته به مکه مکرمه به این پییشنهاد رسیده ام که مواردی را به طور مشخص به عنوان تخلف زائر معلوم کنیم و متناسب با آن تخلف جرائم و محدودیتهایی را برای زائرین در نظر بگیریم. بالاخره کسانی که با آبروی فرهنگ ملی و دینی ما بازی می کنند باید هزینه ای هم برای این کار بپردازند.

نظرات  (۱)

۰۲ شهریور ۹۳ ، ۱۲:۲۲ حسین میرزایی
سلام و رحمت خدا
برادر جان عالی بود
خدا خیرت بده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی