تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

طرح نظر و ایده درباره مشکلات و مسائل پیش روی پیشرفت ایران اسلامی

تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

طرح نظر و ایده درباره مشکلات و مسائل پیش روی پیشرفت ایران اسلامی

تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

مقام معظم رهبری :
درس بزرگى که ما از این فشارهاى اقتصادى دریافت کردیم، این است که هرچه میتوانیم، باید به استحکام ساخت داخلى قدرت بپردازیم؛ هرچه میتوانیم، در درون، خودمان را مقتدر کنیم؛ دل به بیرون نبندیم. آنهائى که دل به بیرون ظرفیت ملت ایران میبندند، وقتى با یک چنین مشکلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفیتهاى ملت ایران خیلى زیاد است. ما باید بپردازیم به استحکام ساخت درونى اقتدار ملى؛ که آن روز به مسئولان کشور عرض کردیم: در درجه‌ى اول، مسائل اقتصادى و مسائل علمى است؛ که باید با جدیت دنبال شود

آخرین نظرات
  • ۲۲ شهریور ۹۷، ۱۱:۳۵ - اکروتیک
    عالی
 

1.      مقدمه

بنا به سند چشم انداز بیست ساله، جمهوری اسلامی ایران کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی و علوم و فناوری در منطقه خواهد بود. با توجه به تحولات عرصه جهانی تحقق چنین هدفی بیش از هر چیز نیازمند محوریت علم و فناوری در توسعه اقتصادی است و پوشیده نیست که علم و فناوری پیشرفته نیازمند استفاده از دارایی­های انسانی است. ایران از دو منظر کمی و کیفی از دارایی­های انسانی­ بالایی برخوردار است. از منظر کمی، جوان بخش عمده و اصلی جمعیت کشور را تشکیل می دهد و از نظر کیفی استعداد جوانان ایرانی از متوسط استعداد جوانان سایر کشورها بیشتر است که موفقیتهای کشور در المپیادهای بین­المللی نشانه ای از این مطلب می­باشد. لذا توجه و برنامه ریزی برای شناسایی و پرورش استعدادهای برتر در کشور از اولویت بالایی برخودار است. در این راستا از سالهای گذشته موضوع مذکور در دستور کار مسئولان کشور قرار داشته و بنیاد ملی نخبگان نیز بدین منظور تاسیس شده است. این مقاله با بررسی اهداف و ضرورت­های چنین برنامه­ریزی ­ضمن آسیب­شناسی تصمیمات گذشته، اصولی را به منظور سیاست­گذاری در این زمینه پیشنهاد می­نماید.

 

2.      تعریف مساله و ابعاد آن

برنامه­ریزی و سیاست­گذاری برای استعدادهای برتر حداقل از دو منظر می تواند مورد توجه قرار گیرد. منظر اول وظایف و مسئولیت های حکومت در قبال استعدادهای آحاد جامعه است. بدین معنا که یکی از وظایف حکومت و بویژه حکومت اسلامی، زمینه سازی برای پرورش استعدادهای آحاد جامعه در همه ابعاد است. در این نگاه میان انواع استعدادها و سطح استعداد افراد تمایزی نیست و هیچ کس از حیث ضرورت زمینه سازی برای پرورش استعدادش بر کس دیگری ارجحیت ندارد. در صورت اتخاذ این نگاه ممکن است افرادی با سیاستگذاری خاص برای نخبگان مخالف باشند (مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی, 1382). عمده استدلال این افراد این است که همه آحاد جامعه از استعدادهایی برخوردارند و حکومت اسلامی باید برای همه آحاد فرصت­های برابر را فراهم آورد.

جدای از این نگاه به پرورش استعداد که نگاهی عام به همه استعدادها است، کشور نیازمند نگاه و طرح مساله­ای است که بتواند میان افراد و استعدادها در میزان توجه اولویت­بندی نماید. در این نگاه بر اساس اهداف و اولویت های کشور، توجهی خاص به برخی از استعدادها وجود خواهد داشت و سیاست­گذاری برای آنها مهمتر و با اولویت بیشتری مد نظر قرار خواهد گرفت. به طور خاص در شرایط کنونی که علم و فناوری اولویت اصلی کشور است، برنامه­ریزی و سیاست­گذاری برای استعدادهای برتر این حوزه از اولویت بیشتری برخوردار خواهد بود.

 انتخاب یکی از این دو نگاه، در تعریف نخبه، شاخص های احراز و نحوه طراحی ساز و کارهای حمایتی و... تعیین کننده و تاثیرگذار است که در ادامه مواردی از این دست تشریح می شود.

 

3.      روش تحقیق

این مقاله برآمده از دانش محققان در تحقیقی کیفی به منظور تدوین سیاست­های کلی نظام در موضوع نخبگان و مشارکت در سایر سیاست­گذاری­های کلان این حوزه از جمله تدوین سند راهبردی کشور در امور نخبگان است. در این تحقیق پس از مساله­شناسی، طی مصاحبه­های عمیق با بیش از بیست تن از صاحبنظران مرتبط با نخبگان و استعدادهای برتر، مهمترین آسیب­های موجود در سیاست­گذاری برای استعدادهای برتر و نخبگان استخراج شد. به منظور تدقیق و مستندسازی آسیب­های مذکور آیین­نامه­های بنیاد ملی نخبگان به روش اسنادی بررسی و تحلیل و سپس مبتنی بر دیدگاه­های صاحب­نظران مذکور مجموعه­ای از اصول پیشنهادی به منظور سیاست­گذاری امور نخبگان و استعدادهای برتر پیشنهاد شده است. این اصول بعدها در هم­اندیشی­های متعدد به بحث گذاشته شده و مورد تایید بخش عمده­ای از صاحب­نظران قرار گرفته است. در این تحقیق علاوه بر اخذ نظرات اندیشمندان، مطالعات گذشته در زمینه نخبگان نیز بررسی شده و فراتحلیلی از آنها تهیه شد. لازم به­ذکر است که بخش عمده­ای از تحقیقات گذشته در این موضوع متمرکز بر علل خروج نخبگان از کشور است و درباره ساز وکارها و نحوه سیاست­گذاری برای استعدادهای برتر و نخبگان در کشور، کارهای تحقیقاتی ناچیزی صورت گرفته که از نتایج برخی از آنها در این مقاله استفاده شده است.

 

4.      پارادایم مهاجرت و نقش آن در تصمیم گیری های بنیاد ملی نخبگان در بدو تاسیس

بنیاد ملی نخبگان در سال 84 و پس تاکیدات مقام معظم رهبری تشکیل شده است (خامنه ای, 1382).در اساسنامه بنیاد ملی نخبگان برنامه‌ریزی و سیاست­گذاری برای شناسایی، هدایت، حمایت مادی و معنوی نخبگان، جذب، حفظ و بکارگیری و پشتیبانی از آنان در راستای ارتقاء تولید علم، فناوری و توسعه علمی و متوازن کشور و احراز جایگاه برتر علمی، فناوری و اقتصادی در منطقه براساس سند چشم انداز کشور در افق 1404 به عنوان هدف تشکیل بنیاد تعیین شده است (شورای عالی انقلاب فرهنگی, 1384).

 پس از تصویب اساسنامه، آیین نامه احراز نخبگی نیز در سال 1385 مورد تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و طبق آن نه گروه از افراد به عنوان نخبه و استعداد برتر تعریف شده­اند (بنیاد ملی نخبگان, شهریور 1390). بنیاد ملی نخبگان در سالهای پس از تاسیس در راستای اهداف مذکور اقداماتی انجام داده است که در سطوح مختلف قابل ارزیابی است (بنیاد ملی نخبگان, شهریور 1390).

پارادایم حاکم بر مساله، تعریف نخبه و استعداد برتر، مکانیسم­ها و روش­های طراحی شده برای حصول اهداف و حتی میزان کارآمدی این ساز و کارها در اجرا و میزان تحقق آنها می­تواند از سطوح آسیب­شناسی این عملکرد باشد.

در این مقاله اشکالات اصلی در تعریف مساله از زمان تاسیس بنیاد و تجلی آن در اساسنامه وآیین­نامه احراز نخبگی بنیاد مورد نقد قرار گرفته و مبتنی بر آن، اصول پیشنهادی منبعث از پارادایم متفاوت برای سیاست­گذاری موضوع نخبگان و استعدادهای برتر پیشنهاد می­گردد. اهمیت این سطح از بررسی ناشی از اهمیت تعریف و شناخت مساله در سیاست گذاری است. شناخت درست و دقیق و همه جانبه مساله، امکان تهیه راه­حل­های دقیق­تر و موفق­تر را فراهم می­نماید (تسلیمی, 1386). مبتنی بر نتایج این تحقیق پارادایم حاکم بر مساله و مهمترین مشکلات ناشی از آن به شرح زیر است:

  1. دغدغه خروج نخبگان اصلی ترین و تاثیرگذارترین مؤلفه در تاسیس و برنامه­ریزی بنیاد ملی نخبگان بوده است. در اینکه سیاست گذاری برای نخبگان و استعدادهای برتر باید به گونه­ای باشد که برای مساله خروج نخبگان هم چاره­اندیشی کند تردیدی نیست، لیکن سیاست­گذاری برای این اقشار نمی­تواند متوقف و محدود به کسانی باشد که در معرض خروج هستند. بلکه برای بخش عمده­ای از این اقشار خروج از کشور اساسا موضوعیت ندارد، در عین حال ماندن آنها در کشور و استفاده بهینه از ایشان نیازمند برنامه­ریزی و سیاست­گذاری است. استدلال برای اثبات این فرضیه توجه به تعریف نخبه و استعداد برتر است. در آیین نامه احراز بنیاد ملی نخبگان کسانی به عنوان نخبه تعریف شده­اند که بیشتر از هر قشری در معرض خروج بوده­اند. بویژه در مقام اجرا تمرکز بیشتری بر این قشر صورت گرفته است و بیشترین تعداد استعدادهای برتر شناسایی شده در زمره این اقشار هستند (بنیاد ملی نخبگان, شهریور 1390). علاوه بر این توجه به تحقیقات کشور در موضوع نخبگان نشان می دهد بیشترین حجم تحقیقات در موضوع خروج انجام شده است (ناظمی, 1390).
  2. اولین تبعات محدود شدن به دغدغه خروج نخبگان و استعدادهای برتر، تعریف نخبه و نحوه احراز نخبگی است. بدین معنا که نهادی متولی در نظام به صورت متمرکز و با اتکا به روش­های محدود و تک بعدی (المپیادها، جشنواره ها، کنکور سراسری و... ) با نگاه فرد محور، افرادی را به عنوان استعداد برتر شناسایی و حمایت نماید. این شکل از سیاست­گذاری یکی از مهمترین اشکالات حاکمیت نگرش خروج نخبگان بر تصمیم­سازی­های این عرصه است. در این نگرش افرادی که بیشتر در معرض خروج هستند به این طریق شناسایی و مورد حمایت واقع می­شوند.
  3. از دیگر تجلی های حاکمیت این نگرش و اثرات چنین تعریفی، اصرار بر تعریف کلماتی همچون نخبه و استعداد برتر و گنجاندن مجموعه ای از افراد در ذیل چنین عناوین واحدی است. به عبارت دیگر در حال حاضر به مجموعه­ای از افراد با ویژگی­های مختلف (المپیاد، مخترع، نفرات برتر کنکور و..)، عنوان یکسان استعداد برتر و یا نخبه اعطا شده است. تبعه چنین کاری، تخصیص تسهیلات و امکانات یکسان به این افراد متنوع است. به عبارت دیگر از اشکالات فعلی وارد بر عملکرد بنیاد ملی نخبگان، اعطای تسهیلات یکسان به بخش عمده­ای از افراد متنوع است (مهدوی , محب زادگان, & پرهیزگار, 1386).
  4. تجلی دیگر حاکمیت نگرش خروج در تدوین ساز و کارهای حمایت از نخبگان است. اگر فرض بر این باشد که خروج نخبگان از کشور در اثر جذابیت های حمایتی غرب و اعطای امکانات است، به طور طبیعی کشور ما هم در رقابت با آن کشورها تلاش می کند حمایت­هایی مشابه آنها اعطا نماید. لذاست که اعطای امکانات و ساز و کارهای مادی در حمایت­های بنیاد ملی نخبگان غلبه داشته است که وام خرید مسکن (بنیاد ملی نخبگان, شهریور 1390, ص. 47)، مستمری نخبگان (بنیاد ملی نخبگان, شهریور 1390, ص. 31) و... از جمله آنها است. همچنین اعطای برخی از تسهیلات همچون پژوهانه گرچه می تواند ابزار موثر و کارآمدی باشد، اما عدم طراحی ساز و کارهای دقیق برای بهره دهی آنها نشان از استفاده شکلی از آن است. علاوه بر این از آنجا که منشا خروج بسیاری از افراد و استعداد برتر ادامه تحصیل بوده است، تلاش شده است تا در کشور ساز و کارهایی برای تسهیل ادامه تحصیل این افراد طراحی شود (شورای هدایت استعدادهای درخشان, 1390). به هر حال همه ساز و کارهای مذکور غلط نیست لیکن نشان دهنده این است که دغدغه جلوگیری از خروج نخبگان و استعدادهای برتر، نقش کلیدی ای در تصمیم گیری ها نهادهای مسئول داشته است.
  5. مؤلفه دیگر دخیل در پارادایم فکری حاکم بر سیاست گذاری های کشور، قائل بودن نقش زیاد اجرایی برای نهاد مسئول یعنی بنیاد ملی نخبگان است. در روش فعلی، بنیاد ملی نخبگان به شکل متمرکز مسئول شناسایی و تخصیص تسهیلات به استعدادهای برتر است. در حالی که در رویکردهای نوین، دولت باید از تصدی­گرایی­های اجرایی فاصله گرفته و امورات خود را از کانال سایر نهادهای اجتماعی، عمومی و خصوصی پیگیری نماید. این مهم در اسناد بالادستی کشور هم مد نظر قرار گرفته است (شورای عالی انقلاب فرهنگی, 1390, ص. 16).

 

5.      پارادیم پیشنهادی و اصول حاکم بر آن

به نظر می رسد در حد فاصله پارادایم مخالفت با برنامه­ریزی برای نخبگان و تاکید بر اصلاح کلیه ساختارها برای همه افراد و پارادایم توجه و برنامه­ریزی برای عده قلیل در معرض خروج به شکل متمرکز، فرد گرا و... می توان از پارادایمی سخن گفت که به گشایش مسیرهای نخبگی معتقد باشد. به عبارت بهتر، خاستگاه مساله نخبگان، ناکارآمدی سیستم های موجود کشور (نظام کسب و کار، نظام ملی نوآوری، نظام آموزش عالی، نظام آموزش و پرورش و... ) برای شناسایی و پرورش استعدادهای برتر و نخبگان است.

در پارادایم جدید باید در درون این نظام­ها، جریانهای نخبه پروری طراحی شود و فرآیندهایی به منظور تسریع حرکت استعدادهای برتر و نخبگان در اختیار این قشر قرار می­گیرد. فرآیندهای مذکور باید از ویژگی­هایی که در ادامه ذکر می شود برخوردار باشند:

  1. اصل تنوع در تعاریف و مسیرها. برخلاف روند موجود که به دسته متنوعی از افراد عنوان استعداد برتر اطلاق می شود، در مسیر نخبگی اصل بر تنوع در تعاریف و مسیرها است. یعنی به ازای هر استعداد در هر شرایط زمانی باید سیستمی جداگانه طراحی و مسیری مجزا در اختیار فرد قرار گیرد تا به اقتضائات آن استعداد، مسیر پرورش و استفاده از آن استعداد فراهم شود.
  2. تخصیص فرصتها به جای توزیع مساوی امکانات و امتیازها . بدین معنا که لازمه استفاده از امکانی که در اختیار نخبه قرار می گیرد تلاش اوست و فرصت های تخصیصی اگر با تلاش فرد تلفیق نشود بلا استفاده خواهد بود. به عنوان مثال در اختیار قرار دادن امکان استفاده از آزمایشگاه به افراد توانمند علمی، امکانی است که در صورت تلاشِ فرد زمینه جهش او را فراهم خواهد کرد و در صورت عدم تلاش او، دستاوردهایی برای به همراه نخواهد داشت. علاوه بر این، آنچه که برای پرورش استعدادها تخصیص پیدا می کند، فرصت­هایی برای رشد و تلاش هستند و تنها کسانی به سمت آنها می­آیند که خود را برای تلاشی بیشتر آماده کرده باشند.

به عنوان مثالی از شرایط فعلی این امکان که افراد با معدل بالای هفده بتوانند تعداد واحد بیشتری را انتخاب نمایند فرصتی است که برای افراد مستعد تحصیل تخصیص می یابد. در صورت تخصیص فرصت ها با این قاعده دیگر نیازی به تعیین شرایط سخت گیرانه برای ورود افراد به چنین عرصه هایی نیست و با قواعد حداقل می توان افراد را از یکدیگر تمیز داد، لذا شائبه های تخصیص رانت، مناقشه بر سر برخورداری از آنها و... به حداقل می رسد. همچنین تخصیص فرصت ها بدین شکل نوعی جریان نخبگی را ایجاد می کند که اولا بقا و رشد افراد در آن مستلزم تلاش مستمر است و اینگونه نیست که یک نفر به صرف یک تلاش در یک زمان گذشته، همیشه از فرصت ها برخوردار باشد و ثانیا همیشه امکان ورود افراد و برخورداری از فرصت ها مقدور است. به نظر می رسد اگر چنین ویژگی هایی در تخصیص فرصت ها فراهم نباشد ممکن است از دو جهت با آسیب مواجه شویم. اولا افراد فرصت طلب برای فریب سیستم تلاش نمایند و از امکانات تخصیصی سوء استفاده نمایند و ثانیا افرادی با از دست دادن یک فرصت، دیگر عرصه ای برای ورود به جریانهای پرورش پیدا نکنند.

  1. محوریت نهادهای نخبگانی به عنوان بستر تخصیص و تولید فرصت­ها. برای تولید و تخصیص فرصت­ها نیازمند ایجاد نهادهایی توانمند هستیم. این نهادها یا از جنس ساختار و یا از جنس قوانین و رویه ها هستند. در هر صورت فرصت ها در قالب نهادها توزیع و تخصیص می یابند. وظیفه بنیاد ملی نخبگان در این صورت، تلاش برای ایجاد نهادهای جدید و حمایت و هدایت نهادهای موجود و ارزیابی و رتبه بندی آنها هست. به عنوان مثال امروزه تشکل های دانشجویی در دانشگاه ها نمونه خوبی از طراحی چنین فرصت­هایی برای افراد مستعد به فعالیت سیاسی هستند، به گونه ای که با تخصیص فرصتهای رشد در دوره دانشجویی به بستری برای پرورش مدیران کشور فراهم شده­اند.
  2. طراحی توامان مراحل شناسایی و پرورش و استفاده. مناسب است که استعداد افراد در تلاششان برای پرورش آن و نتیجه حاصل شده شناسایی شود و یا از قِبَل زمینه سازی برای پرورش استعدادها دستاوردهای قابل استفاده­ای در کشور حاصل می شود. یعنی تلاش­هایی که برای پرورش این استعدادها انجام می­شود، دستاوردهای ملموس و مفیدی هم برای کشور داشته باشد. تشکل­های دانشجویی نمونه ای از طراحی توامان شناسایی و پرورش و کانون های تفکری همچون شبکه تحلیلگران فناوری ایران نمونه­ای از طراحی پرورش و استفاده است.
  3. توجه به گروه های نخبه همزمان با توجه به افراد نخبه. توجه به تیم­های نخبه در کنار توجه افراد نخبه باید مد نظر باشد بدین معنا که در مواردی ممکن است افرادی در کنار یکدیگر (در قالب یک تیم) فعالیت برجسته و مهمی را انجام دهند که در مسیر پیشرفت کشور، تاثیر مهمی داشته باشد و در صورتی که تک­تک افراد آن تیم، ها با ملاکهای مرسوم فعلی افراد استعداد برتر و نخبه شناخته نشده باشند حال آنکه حاصل فعالیت جمعی آنها یک تیم نخبه را تشکیل دهد. با توجه به اقتضائات نوآوری در عصر حاضر اگر نگوییم توجه به تیم­ها بر توجه به افراد اولویت دارد، حداقل باید به اندازه­ای که برای افراد برنامه­ریزی می­شود برای تیم­های نخبه هم برنامه­ریزی صورت پذیرد
  4. این رویکرد مخالف توجه به استعدادهای برتر با تعریف فعلی آن نیست. بلکه ابزارهای شناسایی فعلی را به عنوان نقطه ورود و نه نقطه پایان مد نظر قرار می­دهد و علاوه بر آن به گسترش در تعریف و ابزارهای حمایتی معتقد است.

 

6.      جمع بندی

به نظر می رسد حد فاصل رویکرد اصلاح سیستم های کشور با هدف استفاده بهینه از نخبگان و اقدام به شناسایی افراد محدود و تخصیص امکانات، باید نقشه نهادی کشور به منظور ایجاد مسیرهای نخبه پروری در عرصه های مختلف تکمیل گردد.  در این نقشه با تکیه بر اصول تنوع در تعاریف و روشها، تخصیص فرصت به جای توزیع یکسان امکانات، محوریت نهادهای نخبگانی، توجه به گروه­های نخبه و پرهیز از اعطای القاب واحد، برای هر عرصه نخبگی متناسب با نیازها و اهداف جمهوری اسلامی و در هر سن و برای هر کارکردِ نظام نخبگانی، نهاد و یا نهادهایی تعریف شود که وظیفه تخصیص فرصت به افراد را به منظور شناسایی، پرورش و استفاده از نخبگان در برگیرند. به طور طبیعی این نهادها در طول زندگی فرد می­توانند مکمل یکدیگر باشند. به عبارت دیگر افراد مستعد همیشه در معرض فرصت­هایی برای بروز توانمندی­ها و استعدادهای خود واقع می­شوند که در صورت استفاده بهینه از آن می­توانند استعدادهای خود را پرورش و اثرهای سازنده­ای برای کشور به جا بگذارند.

 

این مقاله با همکاری برادر عزیز جناب آقای دکتر صاحبکار تهیه و در هم اندیشی ملی نخبگان پذیرفته شده است. 

7.      منابع و مراجع

1)      بنیاد ملی نخبگان. شهریور 1390. آشنایی با ضوابط و آیین نامه های بنیاد ملی نخبگان. تهران:  بنیاد ملی نخبگان:  

2)      بنیاد ملی نخبگان. شهریور 1390. گزارش عملکرد تا شهریورماه 1390. تهران: بنیاد ملی نخبگان.

3)      تسلیمی، محمد سعید.1386. تحلیل فرآیندی خط مشی گذاری و تصمیم گیری. تهران: انتشارات سمت.

4)      خامنه­ای، سید علی. 1382. دیدار با نخبگان علمی. بازیابی از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت­الله خامنه­ای: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3222 (دسترسی در 30/6/91)

5)      ذاکر صالحی، غلامرضا. 1383. سند تمهید شرایط حفظ و استفاده بهینه از نخبگان. تهران: سازمان مدیریت و برنامه ریزی .

6)      شورای عالی انقلاب فرهنگی. 1384. اساسنامه بنیاد ملی نخبگان. بازیابی از بنیاد ملی نخبگان: http://bmn.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=462&Itemid=195 (دسترسی در 30/6/91)

7)      شورای عالی انقلاب فرهنگی. 1390. نقشه جامع علمی کشور. تهران: شورای عالی انقلاب فرهنگی.

8)      شورای هدایت استعدادهای درخشان. 1390. ارائه تسهیلات به برگزیدگان علمی برای ورود به دوره های تحصیلی بالاتر. تهران: وزارت علوم تحقیقات و فناوری.

9)      صاحبکار خراسانی، سید محمد. 1388. سند پشتیبان سیاست های کلی نظام در موضوع نخبگان. تهران: مجمع تشخیص مصلحت نظام.

10)   مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی. 1382. مروری بر جایگاه استعداد درخشان در آموزش و پرورش و آموزش عالی. تهران: مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی.

11)   مهدوی، محمد. یوسف محب زادگان و علی پرهیزگار. 1386. ضرورت بازنگری در آیین­نامه­ها و دستورالعمل­های شورای هدایت استعدادهای درخشان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. تهران: موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.

12) ناظمی، امیر. 1390. گزارش وضع موجود، اسناد پشتیبان سند ملی نخبگان. اندیشگاه آتی نگار. تهران: بنیاد ملی نخبگان.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی