تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

طرح نظر و ایده درباره مشکلات و مسائل پیش روی پیشرفت ایران اسلامی

تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

طرح نظر و ایده درباره مشکلات و مسائل پیش روی پیشرفت ایران اسلامی

تمـهیـد پـیـشـرفت کشـور

مقام معظم رهبری :
درس بزرگى که ما از این فشارهاى اقتصادى دریافت کردیم، این است که هرچه میتوانیم، باید به استحکام ساخت داخلى قدرت بپردازیم؛ هرچه میتوانیم، در درون، خودمان را مقتدر کنیم؛ دل به بیرون نبندیم. آنهائى که دل به بیرون ظرفیت ملت ایران میبندند، وقتى با یک چنین مشکلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفیتهاى ملت ایران خیلى زیاد است. ما باید بپردازیم به استحکام ساخت درونى اقتدار ملى؛ که آن روز به مسئولان کشور عرض کردیم: در درجه‌ى اول، مسائل اقتصادى و مسائل علمى است؛ که باید با جدیت دنبال شود

آخرین نظرات
  • ۲۲ شهریور ۹۷، ۱۱:۳۵ - اکروتیک
    عالی

یادداشت سایت مطالبه در موضوع لوازم آرمانخواهی  نکات ارزنده و قابل توجهی را در بر داشت. در ادامه ازمنظری دیگر برخی عللی که منجر به جدا شدن فارغ التحصیلان از این ورطه می شود را مختصر طرح می نماییم. ابتدا از فعالین مختلف دانشجویی عذر خواهی می کنیم انشا الله که من و شما از دسته های زیر نباشید.

میان فعالین دانشجویی با آرمانخواهی بایستی اندکی تفاوت قائل شد. نوع فراگیر این پدیده به ورطه روزمرگی افتادن بخش زیادی از افرادی است که در دوران دانشجویی جز فعالترین دانشجویان و پرسر و صدا ترین و ظاهرا مطالبه کننده و ... بوده اند. و اگر بخواهیم این پدیده را خوب موشکافی کنیم ( که این نوشته فقط می تواند طرح موضوع کند ) باید بررسی کنیم که اولا فرد یا افراد مورد نظر که بوده اند و ثانیا چه شرایطی تغییر کرده و با چه شرایطی مواجه شده اند. در این موضوعات موارد زیر قابل طرح است :
اول : حقیقت آنست که همه کسانی که بعضا به عنوان فعال دانشجویی شناخته می شوند رکن آرمانخواهی را به صورت معرفتی و شناخته شده همراه ندارند. آنچه که از ایشان بروز می کند تماما آرمانخواهی نیست گرچه ظاهری آرمانخواهانه دارد. کنجکاوی ، هیجانات جوانی ، تجربه، بازیهای سیاسی، انگیزه ی توهمی انجام وظیفه (بویژه در بسیج دانشجویی) و حتی خدای نکرده شهوت شهرت، جبران کردن برخی کمبودها و شکستهای زندگی (مثل عدم موفقیت در تحصیل و ...) و... می تواند انگیزه های ابتدایی فعالیتهای ظاهرا آرمانخواهانه باشد. لذا آرمانخواهی در تمام وجود ایشان و عرصه های مختلف زندگی ایشان رسوخ نکرده است که با تغییر شرایط و ... پایدار بماند. با دقت در عرصه های مختلف زندگی این دسته از فعالین دانشجویی روشن می شود که در مقام عمل در همان دوران دانشجویی هم بعضا به آرمانهای مطرح شده پایبندی کامل وجود ندارد و دین کاریکاتوری در زندگی این دسته نمود دارد.
البته بدیهی است که نویسنده انتظار ندارد همه فعالین دانشجویی ابتدا به ساکن و در بدو ورود به دانشگاه چنین باشند لیکن حرکت به سمت تعمیق معرفتی آرمانخواهی و تسری آن به عرصه های عملی زندگی از ضرورتهای حین (ضمنی) فعالیتهای دانشجویی است. در این صورت می توان امید داشت تا به سمت زندگی در دیدگاه شهید آوینی (ره) حرکت نماییم: ما برای حفظ استقلال و اقامه عدل بر کرده زمین باید بیاموزیم که چگونه در یک مبارزه دائم زندگی کنیم. چرا که رسیدن به این نقطه نتیجه تلاشی طولانی است و یک شبه حاصل نمی گردد.
بر این اساس است که بارها و بارها به فعالین دانشجویی توصیه شده است که نسبت به شناخت محیطی که در آن هستند؛ هدفی که دنبال می کنند ، دورانی که پشت سر می گذارند و آینده ای که پیش روی دارند تعمق و تدبر نمایند و سعی نمایند فعالیتهای دوران دانشجویی را به عنوان قطعه ای از پازل زندگی ببینند تا بتوانند.

دوم : دانشگاههای فعلی کشور دارای فضای پاستوریزه هستند که در آن دیوارها و نگهبانان مانع از انعکاس مشکلات حقیقی جامعه به درون دانشگاه می شوند. به دیگر سخن آسیب گسست دانشگاه از جامعه همچنان یکی از مشکلات دانشگاههای کشور می باشد. تا چند سال قبل (و البته با تساهل و تسامح همچنان) در فعالیتهای دانشجویی مشکلات و مطالبات حقیقی مردم و جامعه نمود پیدا نمی کند. (به جز معدودی از تشکلها)
حال آنکه شناخت و درک و لمس مشکلات جامعه از ملزومات یک مبارزه حقیقی برای مطالبه آرمانهاست.
با این وضعیت دانشجویان فعال دانشجویی (اعم از آرمانخواهان حقیقی و یا مابقی) در یک بازه کوتاه از چنین فضایی با چنین فعالیتهایی (که همه اش سخن از گل و بلبل و گفتگو و آزادی و دموکراسی و اثبات نظریه الف و ... می باشد) خارج شده و به فضای دیگری پر از مشکلات متعدد اقتصادی و اداری و اجتماعی و ... وارد می شود. مسئولیتها و فشارهای ناشی از تاهل، مشکل شغل و کسب درآمد برای اداره زندگی، مشکلات زندگی به معنای حیات (نظیر بوراکراسی اداری ، گرانی ، ترافیک و.. ) و ... بر ایشان وارد می شود. حال در این فضا فراموشی فضای آرمانخواهی و لغزیدن در مرداب روزمرگی چندان هم تعجب برانگیز نخواهد بود مگر کسانی که :
1- گذشته فرد : کسانی که قبل از این تمرین کرده اند که با آرمانخواهی زندگی کنند و خود را در مقابل این مشکلات بیمه کرده اند. زندگی ساده ، تحمل سختی ها ، چگونگی مواجهه با مشکلات و ... را آموخته و برای خود جا انداخته اند. یعنی مشمول این جمله امام خمینی (ره) باشند که : " تنها کسانی با ما تا آخر خط می مانند که درد فقر و محرومیت را چشیده باشند."
2- اعتقادات فرد : کسانی که بن دندان معتقد به آرمانخواهی هستند یعنی دسته خواص مقاوم. این دسته اگر هم تا کنون هم برای مقابله با این فشارها خود را آماده نکرده اند به حکم اعتقاد راسخشان و توکل بر خدا و لطف او به سرعت می اموزند که چگونه زندگی با این هجمه مشکلات مقابله نمایند.
3- همسر فرد : کسانی که توانسته اند همسرِ همراهِ آرمانخواهی انتخاب کنند که با استفاده از پتانسیل دو تا شدن (همان پتانسیل همسازی) نه تنها در سختی ها همراه او باشد بلکه بتواند او را در مقابله با سختی ها یاری و پشتیبانی کند که اگر او خواست عقب نشینی کند ، همسرش نگذارد و بالعکس.
4- و به تعداد زیاد می توان عوامل نوشت : میزان استقلال فرد از عوامل بیرونی ، محیطی که در آن حضور داشته است و دایره دوستان و معاشرت ها و ... لیکن سه عامل مطرح شده اصلی ترین عوامل می باشند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی